بازار آزاد و سیستم اقتصادی ثروت با کار

نوشته شده توسط Admin از ثروت با کار در تاریخ 1399/02/18

شرایط کسب و کارها در سیستم سرمایه داری و ضد سرمایه داری ثروت با کار

چگونه در سیستم اقتصادی "ثروت با کار" نقاط ضعف بازار آزاد مرتفع می شود

  1. کیفیت پایین محصولات

  • دنیای خارج:

همه چیز برای سود است پس قیمت رقابتی یعنی پایین ترین دستمزد و امکانات برای سازنده و صرف ارزان ترین موارد اولیه و استفاده از کمترین هزینه در تولید و نگهداری و توزیع و با ارزش جلوه دادن محصول در تبلیغات و لذا آوار شدن ساختمان های فرسوده بر سر کارگران پوشاک در کشورهای آسیای شرقی لطمه ای به مالکان کسب و کار مد نمی رساند
  • سیستم ثروت با کار:

همه چیز برای کارگر و تولید کننده است و سود کارگر در میزان ارزش آفرینی او بر مواد اولیه و محصول نهایی است لذا به هر میزان ثروت تولید شده در بازار به فروش برسد به همان میزان برای وی قدرت خرید ایجاد می کند و محصول به همان کیفیتی که تولید می شود قابل فروش است
کارگری که خودش مسئول کارگاه خود باشد برای ایجاد ارزش افزوده بیشتر به محل کار خود رسیدگی می کند پیشرفت وی در مجهز سازی خود به ابزارهای بهتر و دانش و تجربه و استفاده از روش های بهتر برای تولید است
در سیستم ثروت با کار، خرج زندگی کارگر منوط به رفتن روزانه وی به سر کار و کار کردن در ساعت های ثابت برای تولید محصولات بیشتر و ارزان تر برای سرمایه دار نیست و لذا تا زمانی که نیازی به محصولی نیست نیازی به کار کردن هم نیست و از آنجایی که اکثر کارها ماشینی شده و کارگران صاحب این ابزار هستند زمان خیلی کمتری برای کار کردن وجود دارد و چون بازار در سیستم اقتصادی ثروت با کار بر مبنای درخواست کار است؛ کارگر می تواند این زمان را صرف تولید محصولات با کیفیت نماید که حالا با افزایش قدرت خرید جامعه برای آن درخواست گذاشته شده است
  1. محصولات غیر تجاری

  • دنیای خارج:

محصولاتی که تولید آنها سودی ندارد مثل ذخیره کالاها برای شرایط اضطراری و یا ساخت ایستگاه آتش نشانی و ساختمان های عمومی توسط سیستم گران دولتی تولید و نگهداری و مدیریت می شود و همواره هزینه های سیاسی و اقتصادی آن باعث تاثیرات روانی و اقتصادی بر جامعه می گردد و درمواردی که تولید این محصولات بر عهده شرکت های خصوصی گذاشته شده بعلت عدم هم جهت بودن سود پیمانکار و انتظارات کارفرما و کارگران این طرح ها صحنه رقابت دایمی بین کارگر و پیمانکار و کارفرماست
  • سیستم ثروت با کار:

مالیات کاربران بدون واسطه بصورت مستقیم به حساب آتش نشان و کارگر جاده ساز و امدادگر واریز می شود و هر چه این کارگران کار خودشان را بهتر انجام دهند و پتانسیل و آمادگی بیشتری از خودشان نشان بدهند کاربران بیشتری آنها را برای دریافت مالیات انتخاب خواهند کرد
میزان مالیات ده درصد است و به پشتوانه ثروت تولید شده ده درصد دیگر توسط سیستم تولید می شود و به این میزان افزوده می شود و در اختیار شرکت های خدمات عمومی که توسط کاربران انتخاب می شوند قرار می گیرد
  1. انحصار شرکت های بزرگ

  • دنیای خارج:

چرخ شرکت های بزرگ سالهاست که روی غلتک است و مواد اولیه و تجهیزات و نیروی کاری و بازار خود را ارزان تر از همه اداره می کنند و مورد اعتماد همکاران خود هستند و بنگاه های اقتصادی کوچکتر به واسطه این اعتماد و برای بالا بردن ارزش برند خود هم که شده با آنها مناسب تر کار می کنند و این شرکت ها بواسطه محدود بودن قدرت خرید کارگر در بازار، همواره در رقابت با حریفان ریز و درشت خود برای کسب سهم بیشتری از بازار هستند و به آنها اجازه رشد نمی دهند و از آنجایی که سود بخش مهمی از خواسته سرمایه گذاران این شرکت هاست ایده های جدید یا باید به او واگذار شوند و یا شکست بخورند و شیوه زندگی مردم توسط صد شرکت اول دنیا از نظر ارزش سرمایه باقی تعیین می شود.
  • سیستم ثروت با کار:

هیچ دستمزد ثابتی وجود ندارد و هیچ قیمت اولیه ای برای مواد خام و نیروی کار کارگران تعیین نشده است همچنین مالکیت ابزار در دست کارگر است و اون برای ساخت محصول به هر میزان که میخواهد زمان و انرژی صرف می نماید و به هر قیمتی که بتواند می فروشد لذا در شرایطی که هر کارگرد در شرکت بزرگ در هر ماه یک خودرو تولید می کند و ده هزار سیم می فروشد، هر کارگر در شرکت کوچک و تازه تاسیس هر سه ماه یک خودرو می سازد و ده هزار سیم می فروشد و فرصت این را دارد که رفته رفته رشد کند ولی اگر هم توانایی لازم برای تولید محصولات مشابه شرکت های بزرگ نداشته باشد باز هم چون خودش مالک کسب و کار است تنها هزینه ای که دارد زمان است و به میزانی که می سازند یک اختلاف درآمد عادلانه با کارگران تواناتر دارند
 
همچنین به واسطه مکانیزم مالیات، دلالی و سود در سیستم ثروت با کار نیست و ساخت یک خودرو جدید همانند این است که یک کارگر برای خودش خودرو ساخته و لذا این حجم کل اقتصاد است که بزرگ شده و نه اینکه سهم شرکت بزرگ گرفته شود و لذا در نبود مبارزه برای حفظ سهم و نبود نیاز به سرمایه بسیار زیاد برای شروع قدرتمند تولید محصولات مشابه شرکت های بزرگ؛ شرکت های کوچک به آسانی شکل گرفته و رشد می کنند و با به گردش افتادن این کسب و کارهای نوپا ثروت همه بیشتر می شود و هیچ کس مجبور به استفاده از محصولات شرکت های انحصاری نیست.
نظرات

هنوز هیچ نظری وجود ندارد...