بالا بودن سن ازدواج، پایین آوردن سن ازدواج

نوشته شده توسط Admin از ثروت با کار در تاریخ 1399/02/20

چگونه با کارگری ثروتمند شویم

بعضی چیزها را همه بارها شنیده اند و طوری جا افتاده که نیازی نیست انرژی زیادی صرف کرد تا مخاطب متوجه منظور شما شود مثلاً اگر من بگویم بالا بودن سن ازدواج همه تا ته قصه توی ذهنشان مجسم میشود که بله جوان تا بیاید کاری پیدا کند و کمی پول جمع کند تا بتواند حداقل خانه ای اجاره کند چند قطعه چوب و پلاستیک و شیشه برای اسباب زندگی فراهم نماید، جوانی اش را از دست می دهد و ازدواج به کام او زهر می گردد

سیستم اقتصادی «ثروت با کار» این مشکل را هم در کنار همه مشکلات اقتصادی دیگر حل می کند

 

ثروت از چه ساخته می شود بجز مواد و قطعات اولیه و کار و تجهیزات تولید؟ با این اوصاف چرا در جامعه ای که همه این پیش زمینه ها فراهم است بایستی جوانان که از همه اقشار در فراهم آوردن ثروت پتانسیل بیشتری دارند برای تهیه مسکن و خودرو و اسباب منزل به حداقل ها هم نرسند؟ حتی اگر فرصت کمی برای کار کردن داشته باشند مگر چند درصد تولید این مایحتاج توسط نیروی دست و ذهن انجام می شود؟

ساختمانهای کوچک و بزرگ را که می سازد؟

اسباب زندگی در کارخانه ها بدست چه کسی ساخته می شود؟

جوان می سازد

کارگر می‌سازد

تولید کننده می سازد

مشکلات اقتصادی هیچ ارتباطی با بعد فنی تولید ندارد مشکل آن جاست که کارگر و جوان و تولید کننده اختیاری بر محل و مواد و ماشین آلات و قطعات و پیش نیازهای کار ندارد

همه چیز وابسته به سرمایه دارانی است که سهام داران و صاحبان کسب و کارهای بزرگ هستند و آنها قیمت را تعیین و ایجاد کار و کارگاه جدید را تصویب می کنند

حجم سرمایه در این اقتصاد به میزان سرمایه سرمایه دار است و میزان کار تولیدی سرمایه دار محدود به سرمایه اوست

اگر کسی بخواهد ثروت بیشتری تولید کند از سویی قیمت تمام شده آن قابل رقابت با شرکت های بزرگ نیست و از طرفی همه سرمایه ها دست سرمایه داران است آنها هم برای تولید بیشتر، بازاری ندارند چون دستمزدی که بابت تولید محصولات پرداخت کرده اند کمتر از ارزش کالاهایی است که با افزودن سود در بازار گذاشته اند

البته این کالاها با اعطا وام و تسهیلات به فروش می رود و بخش ضعیف تر بازار به میزان سود سرمایه گذاران پیروز سرمایه خود را از دست می دهند

سرمایه داران در جنگ دایمی با رقیبان در این حلقه بسته هستند و چه حریفی بهتر از یک تازه کار حریص که به خیال پیوستن به جرگه طبقه مرفه جامعه در حال راه اندازی استارت آپ، سرمایه خود را به میدان شرط بندی بازار کشتی آزاد آورده و در این جنگ بر سر بود و نبود، آزادی و عدالت و طبیعت در اولین قدم نابود می شوند

 

در سیستم اقتصادی «ثروت با کار» به واسطه مالیات اتوماتیک بر درآمد، هیچ سرمایه گذاری نمی تواند با خرید و فروش ثروتمند شود و لذا تنها کسانی می توانند در این سیستم باقی بمانند که چیزی تولید می کنند و ارزش افزوده ایجاد می نمایند

تمام کارگران در شرکتهای این سیستم سهم مشخصی دارند و مطابق آن از طریق فروش بصورت مستقیم درآمد کسب می کنند

با هر بار معامله ده درصد مالیات به شرکت هایی تعلق می گیرد که خود کاربران انتخاب کرده اند و به پشتوانه ثروتی که کارگر تولید کرده ده درصد هم پول جدید ایجاد می شود و به شرکت های خدمات عمومی منتقل می شود

در این روش هر کسی چیزی بفروشد به همان میزان قدرت خرید خواهد داشت و کارگران دقیقاً به اندازه قیمت کالاهای بازار پول دارند و با هر بار ساخت ثروت، حجم اقتصاد بزرگتر می شود و همچنین بازار بر مبنای درخواست است یعنی تبلیغات نیاز نیست، همه می توانند بصورت برابر به درخواست ها دسترسی داشته باشند و بطور مثال اگر کارگر صد میلیون تومان جنس تولید کند بر اساس درخواست بوده و بسرعت فروش می رود و هیچ محدودیتی در تولید ثروت وجود ندارد

 

یک جوان در سیستم اقتصادی ثروت با کار می تواند درخواست های موجود در بازار را جستجو نماید و به هر میزان می خواهد کار کند و از سویی خیالش راحت باشد که هیچ دلالی حق او را نمی تواند از بین ببرد و درآمدی که به دست می آورد می تواند برای ساخت و خرید تمام نیازهایش اقدام نماید

 

 

نظرات

هنوز هیچ نظری وجود ندارد...